عضو هیات مدیره اتاق ایران و روسیه اعلام کرد دیپلماسی اقتصادی نداریم/انجمن کشت فراسرزمینی می‌تواند هزینه امنیت مرزها را کاهش دهد

انجمن کشت فراسرزمینی: دیپلماسی اقتصادی یکی از ارکان مهم توسعه فعالیت‌های تجاری کشورها به شمار می‌رود.

کشورها گاهی حتی بر اساس منافع اقتصادی خود، روابط سیاسیشان را تنظیم می‌کند اما سید جلیل جلالی‌فر عضو هیات مدیره اتاق ایران و روسیه در گفتگو با انجمن کشت فراسرزمینی اعلام می‌کند که در ایران چیزی به نام دیپلماسی اقتصادی وجود ندارد. او می‌گوید: اگرچه پیمان اوراسیا را حاصل یک تفکر و دیپلماسی اقتصادی معرفی می‌کنند اما این پیمان بدون هیچ تفکری ایجاد شده است به نحوی که با وجود موافقتنامه ترجیحی بین ایران و ارواسیا، تجار ایرانی کالاهای خود را به این اتحادیه صادر کرده‌اند اما موفق نشده‌اند از تخفیفات تعرفه‌ای بهره‌مند شوند. به گفته جلالی‌فر فقط 22 درصد کالاهای صادر شده از ایران مشمول تعرفه صفر درصد بوده است در حالی که 86 درصد کالاهای طرف مقابل، با تعرفه صفر بوده و در همان لحظه ورود از تخفیفات حاصل از موافقتنامه بین ایران و اتحادیه اوراسیا بهره‌مند شده است. به اعتقاد این عضو هیات مدیره انجمن کشت فراسرزمینی، در صورت برنامه‌ریزی درست برای همکاری با کشورهای همسایه، انجمن کشت فراسرزمینی می‌تواند هزینه گزاف تامین امنیت مرزها را کاهش دهد. مشروح گفتگو با سید جلیل جلالی فر، عضو هیات مدیره اتاق ایران و روسیه و عضو هیات مدیره انجمن کشت فراسرزمینی در ادامه می‌آید:

 

در حوزه کشت فراسرزمینی چه همکاری‌هایی می‌توان با روسیه داشت؟

حوزه کشت فراسرزمینی قطعا یکی از آن کشورهایی که ما می‌توانیم با آن همکاری داشته باشیم، کشور روسیه است. در همکاری با روسیه سه عامل موثر است و این سه عامل به موفقیت اهداف انجمن کشت فراسرزمینی کشور کمک می‌کند و زمینه را برای فعالیت این انجمن در کشور روسیه فراهم می‌کند. عامل اول تفاهمات سیاسی بین دولت‌ها است. دومین عامل پذیرش اجتماعی است. در بعضی کشورها ممکن است تعاملات سیاسی وجود داشته باشد ولی پذیرش اجتماعی را نداشته باشیم اما در روسیه این پذیرش وجود دارد. عامل سوم هم زیرساخت‌ها برای همکاری است. هم زمین‌های مناسب برای کشت وجود دارد و هم امکانات و شرایط خوب داریم. این سه عامل می‌تواند بر فعالیت در این کشور تاثیر بگذارد. البته به اعتقاد من این کار باید مدیریت شود. اگر وزارت جهادکشاورزی قصد حمایت از کشت فراسرزمینی را دارد، باید با توجه به تشکیل انجمن کشت فراسرزمینی این مسئله را تحت مدیریت انجمن قرار دهد و از این مجموعه بخواهد به مسایل مرتبط ورود کند. باید تفاهم نامه کلی تنظیم شود. به این ترتیب انجمن موفق‌تر عمل خواهد کرد. در صورت ورود انجمن به مدیریت کشت فراسرزمینی افراد و اشخاص متقاضی برای فعالیت در این حوزه؛ می‌توانند قطعات 50 هکتاری و 100 هکتار را از طریق انجمن در روسیه دریافت کنند و انجمن در سطح کلان می‌تواند ورود کند. بر اساس ارتباطاتی که ما داریم، می‌توانیم توسعه کشت فراسرزمینی را به صورت استانی در کشور روسیه پیگیری کنیم. نه اینکه با دولت فدراسیون روسیه وارد مذاکره شویم، بلکه انجمن می‌تواند با استان ولگا گراد یک قرارداد ببندد و با استان‌های دیگر قراردادهای دیگری منعقد کند. برای دستیابی به این هدف، از نظر حقوقی هم باید اقداماتی انجام شود تا بتوانیم وارد فاز اجرایی شویم. انجمن باید یک شرکتی را به ثبت برساند و افراد در قالب قراردادهای داخلی از طریق انجمن عمل کنند. حسن این کار این است که وقتی انجمن به صورت کلان ورود می‌کند، مانع بروز اتفاقات بدی می‌شود که برای اشخاص رخ می‌دهد. در حال حاضر برخی از اشخاصی که علاقمند به سرمایه‌گذاری در حوزه کشت فراسرزمینی هستند اما قوانین را بلد نیستند، مجبورند یک کارهایی انجام دهند که در نهایت خودشان به چالش می‌خورند اما اگر انجمن ورود کند، برای مجموعه‌ای از افراد یک مترجم می‌گیرد، یک کارشناس حقوقی استخدام می‌کند و به این ترتیب برای یک مجموعه مثلا 10 نفره یک هزینه انجام می‌شود در صورتی که اگر پیگیری کارها انفرادی باشد، هزینه افراد بیشتر می‌شود. در کار گروهی امکان استفاده از امکانات به صورت مشترک فراهم می‌شود. مثلا انجمن مدیریت ماشین آلات خود را طوری تنظیم می‌کند که یک ماشین برای اراضی چند سرمایه‌گذار قابل استفاده باشد. اگر این‌گونه عمل شود، کشت فراسرزمینی در روسیه بسیار موفق است. در کشورهای دیگر مثل قزاقستان هم این امکانات وجود دارد اما در روسیه بیشتر است. من اعتقادم بر این است که به صورت پایلوت باید در روسیه این اقدامات انجام شود.

برای اجاره زمین در روسیه سقفی تعیین شده است؟ تا چه میزان زمین در این کشور می‌توان در اختیار گرفت؟

در روسیه زمین زیاد است. مثلا استان آستارا خان در حوزه کشت پنبه می‌تواند کار کند. در روسیه ذرت و جو عمل نمی‌آید. نوع خاک آن برای کشت این محصول مناسب نیست اما برای پنبه ایده‌آل است. ولگا گراد، ساراتو، سامارا، وارامش استان‌هایی هستند که زمین هم زیاد است و سطح آن هم بالاست. البته این نکته را باید بگویم که یک زمین هزار هکتار یا دو هزار هکتاری یکپارچه در این کشور پیدا نمی‌شود و پیدا شدن چنین زمینی دور از باور است. اما زمین‌هایی هست که در حد 100 تا 500 هکتار باشند. چنین زمین‌هایی هم برای فعالیت مناسب است. 200 هکتار خودش یک محدوده وسیع است. انجمن می‌تواند این اراضی را بگیرد و به فردی که علاقمند به سرمایه‌گذاری است، اختصاص دهد.

با اتحادیه اوراسیا چگونه می‌توان در زمینه کشت فراسرزمینی همکاری کرد. تعرفه‌های ترجیحی اعمال شده بین ایران و اتحادیه اوراسیا می‌تواند به توسعه کشت فراسرزمینی کمک کند؟

پیمان اوراسیا بیشتر مربوط به صادرات و واردات است. این شرایط را فراهم می‌کند که بتوانید کالا حمل کنید. محصولی که در اجرای اهداف انجمن فراسرزمینی تولید می‌شود، تبدیل به یک محصول تولیدی داخل روسیه می‌شود. اگرچه شما ایرانی هستید اما از آنجا که شرکت خود را در روسیه ثبت کرده‌اید یک شرکت روسی به حساب می‌آیید. انجمن کشت فراسرزمینی اگر در این کشور شرکت ثبت کند، تبدیل به صادرکننده روس می‌شود به همین دلیل هر امتیازی که در رابطه با تعرفه‌های ترجیحی به محصولات روسی تعلق می‌گیرد، به شرکت ایرانی فعال در زمینه کشت فراسرزمینی هم تعلق خواهد گرفت. به این ترتیب وقتی که شما در روسیه کشت انجام می‌دهید از پرداخت تعرفه صادراتی معاف می‌شوید و تعرفه شما صفر است. در ایران هم تعرفه ندارید. به این ترتیب از مزایای اوراسیا استفاده می‌کنید و مشمول مزایای این پیمان می‌شوید.

در مورد دیپلماسی اقتصادی ایران چه نظری دارید؟ آیا چیزی به نام دیپلماسی اقتصادی داریم؟

تنها چیزی که ما نداریم، دیپلماسی اقتصادی است. نه در رابطه با روسیه و نه در رابطه با 15 کشور همسایه چیزی به نام دیپلماسی اقتصادی به معنای واقعی وجود ندارد. در بعضی سخنرانی‌هایی که دوستان انجام می‌دهند، می‌گویند در جریان یک دیپلماسی اقتصادی ما به یپمان اوراسیا رسیدیم. در حالی که خیلی هم در این مسئله دیپلماسی به معنا و مفهوم واقعی به کار نبرده‌اند. به هر حال نتیجه این دیپلماسی که از آن سخن می‌گویند همین آماری است که وجود دارد و آن را مطرح می‌کنم. از تاریخ 5 آبان ماه امسال که روز اجرایی شدن بحث پیمان اوراسیا بود تا 19 آذر ماه سال 98، 170 میلیون و 129 هزار و 258 دلار ایران به کشورهای پنج کشور اوراسیا که عمدتا روسیه است، صادرات انجام داه است اما 22 درصد از این صادرات کالاهایی بود که مشمول تعرفه های ترجیحی صفر درصد بودند و ارزش آن 37 میلیون و 508 هزار و 318 دلار می‌شد. در مقابل کشورهای عضو اتحادیه اوراسیه به ایران در همین بازه زمانی 256 میلیون و 447 هزار و 877 دلار صادرات داشتند که 86 درصد آن مشمول تعرفه‌های ترجیحی بودند. ارزش کالاهایی که مشمول این تعرفه شدند 220 میلیون و 469 هزار و 157 دلار بود. کالاهایی که از روسیه به ایران آمد، تعرفه کالا از آنها دریافت نشد و فرم گواهی مبدا روسیه هم پذیرفته شد اما کالاهایی که ما صادر کردیم، فرم‌ها گرفته نشد. خیلی اشکالات دیگر در اجرای این پیمان وجود دارد. تجار ما این 37 میلیون دلاری که باید پرداخت نمی‌کردند را پرداخت کردند که هیچ، خیلی اضافه‌تر از این رقم را هم به عنوان دپوزیت پرداخت کردند تا اسنادشان اصلاح شود. حالا طی پیگیری‌هایی که شد، گفتند این بعدا این ارقام برگشت داده خواهد شد.

یعنی عملا از این امکان استفاده نکردیم؟

بله عملا استفاده نکردیم. می‌گویند که پول‌های دریافت شده را به ما بر می‌گردانند. من هم قبول دارم. طبق آیین نامه، گواهی مبدایی که صادر شده است، تا یکسال اعتبار دارد. وقتی کالا صادر کردید تا یکسال فرصت دارید که اسناد خود را ارائه دهید و پول را برگردانید اما سئوال این است که اگر دیپلماسی اقتصادی وجود داشت، این اتفاق نمی‌افتاد. چرا صادرات ما باید به گونه‌ای تعریف شود که از امکانات این توافق 22 درصد استفاده کنیم و طرف مقابل 86 درصد استفاده کند. چرا ما پول را نگیریم و آنها پول را بگیرند و تازه 6 ماه بعد پول را بگردانند. مگر تاجر بلد نیست که پول را در حساب خود نگه دارد. اینجاست که دیپلماسی سازمان توسعه تجارت و شخص آقای زادبوم به‌عنوان کارگروه مشترک ضعیف است. دولت باید در این زمینه فعال باشد.

وزارت امور خارجه هم باید در این زمینه فعال باشد. آیا این وزارتخانه اقدام خاصی انجام داده است؟

وزارت امور خارجه کار خودش را جایی که باید انجام می‌داد، انجام داده است. یعنی باید پیگیری‌ها را انجام می‌داد. همراهی می‌کرد تا امضای این موافقتنامه انجام شود اما اینکه در زمان اجرای موافقتنامه هر جا که مشکل باشد، وزارت امور خارجه باید ورود کند ولی در همه موارد نیاز به ورود این وزارتخانه نیست.برای فهم بهتری مثالی می‌زنم. در حال حاضر آقای زادبوم به‌عنوان رئیس کارگروه مشترک می‌خواهد به کشورهای هدف برود و یک وزیری را هم ملاقات کند. وزارت امور خارجه باید هماهنگ کند که این ملاقات که در راستای اجرای فلان موافقتنامه است، حتما انجام شود. وزارت امور خارجه باید پافشاری کند که آن وزیر ملاقات شود و آن چالش از بین برود. دوستانی که در این قضیه هستند اصلا با مفاهیم دیپلماسی اقتصادی آشنا نیستند و ضمن اینکه کننده کار هم نیستند. وقتی درباره واردات و صادرات می‌خواهید تصمیم‌سازی کنیم، باید مجریان آن کسانی باشند که این کار را انجام می‌دهند یا اینکه در کنارشان مغز متفکرشان بخش خصوصی باشد که به آنها بگوید چه چیزهایی نیاز است. نه اینکه درد من را نمی‌دانند، آشنایی با کار من ندارند و در مورد من تصمیم می‌گیرند. ما مشکل داریم تا این مسایل اصلاح نشود مطمئن باشید که وضعیت تجارت ایران تغییر نمی‌کند.

نکته تکمیلی دارید؟

اعتقاد دارم که اگر به کشت فراسرزمینی اهمیت داده شود و نقشش را برجسته کنند، دولت هم کمک کند و بخواهد با همین کشورهای همسایه کار کند، انجمن کشت فراسرزمینی می‌تواند هزینه بسیار گزاف و سنگین امنیت مرزها را کاهش دهد. اخیرا همه شنیدیم که عراق واردات 17 قلم کالا را ممنوع کرد. همه به این مسئله انتقادات جور و واجور کردند. من به‌عنوان یک فعال اقتصادی خوشحال شدم که عراقی‌ها روی 17 قلم خودکفا شدند. بازار روسیه به قدری بزرگ است که وقتی ما می‌،آییم یک مرحله گوجه آنجا را تامین کنیم، وزیر به سرعت صادرات گوجه و رب را ممنوع می‌کند در نتیجه تاجر ایرانی نمی‌تواند آنجا فعالیت کند. این ممنوعیت‌ها به خاطر چالش در داخل است. حال، عقل سلیم مسئولین در دیگر کشورها می‌گوید که جلوی صادرات را وقتی که محصولی در بازار کم آمده است، نگیرید. کمبودها از یک جای دیگر و کشورهای همسایه وارد کنید که مردم در داخل مشکل نداشته باشند و نیازهای داخل را تامین کنیم. حتی شده سوبسید بدهیم اما بازار صادرات را از دست ندهیم. حالا در ایران صادرات برای مسئولان اولویت نیست. در شعار اولویت است اما در تصمیم سازی‌های اصلی نیست. در بحث عراق این اتفاق که افتاده است. ممنوعیت واردات کالا حق دولت عراق است. درستش هم همین است. وقتی که امنیت غذایی کشورش به خطر می‌افتد و کشور همسایه صادرات منظمی ندارد، یکسری ممنوعیت اعمال کند که بیاید خودکفا شود. وقتی خودکفا شد، برای حمایت از تولید داخلی می‌گویند من نیازی ندارم و تعرفه می‌بنند. بنابراین دولت عراق کار درستی کرده است. این یک مدیریت عاقلانه است. ما از این مدیریت عاقلانه کشور همسایه چگونه باید استفاده کنیم؟ باید تشویقش کنیم و مازاد محصولش را خریداری و به روسیه ببریم تا چالش بازار داخل به‌وجود نیاید. انجمن کشت فراسرزمینی می‌تواند مردم علاقمند و مرز نشین ما را پشتیبانی کند تا این افراد در خاک عراق در کنار همسایه عراقی قرار بگیرند و تولید مواد غذایی را افزایش دهند. این فرهنگ به مرزهای کردستان و کرمانشاه هم قابل انتقال است. به این ترتیب می‌توانیم تولید را بالا ببریم و به بازار روسیه دهیم. بازار روسیه در مجموع حدود 16 میلیارد دلار محصولات کشاورزی وارد می‌کند و ما چیزی حدود 200 تا 300 میلیون دلار محصول کشاورزی را صادر می‌کنیم. اگر بخواهیم چنین کاری انجام دهیم، باعث می‌شویم که بخشی از بازار واردات روسیه را به خود و همسایه اختصاص دهیم. همین موضوع به مفهوم تحقق ماده 10 اقتصاد مقاومتی و توسعه پیوند اقتصادی با کشور همسایه است. ما می‌توانیم با عراق پیوند اقتصادی داشته باشیم و هم حمایت دو جانبه با هم داشته باشیم. پیوند اجتماعی با هم داشته باشیم و به این ترتیب هزینه امنیت مرزها را کاهش دهیم. در صورت اجرایی شدن کشت فراسرزمینی خیلی اتفاقات خوبی در این حوزه می‌افتد.

0 Reviews

→ خواندن مطلب قبلی

مشاوره کشاورزی فراسرزمینی

خواندن مطلب بعدی ←

راه های گسترش هماری ایران و برزیل در بخش کشاورزی بررسی شد